تبلیغات
چشمک - شعر

چشمک

همیشه از کسانی میترسم که رشته ای مرا به انها وصل کرده است،نزدیک ترهادقیق تر میزنند،زحمهایشان درست در قلب مینشیند

 

حسرت دیده بی تاب تو بیمارم کرد
آن نگاه نگرانت دل تبدار مرا خوابم کرد
بی جهت نیست که مست رخ زیبای تو ام
لب گلگون تو در دشت خزان آبم کرد
مستی ام جام نگاهی ز افق های تو بود
آه ،آن صورت مهتاب تو در خوابم کرد
شهر را از تب بیماری من جایی نیست
راه گم کرده به دنبال تو آواره و ویرانم گرد
اشکم از دیده به گرمای نفسهای تو بود
جام اندوه تو مر همره و همرام کرد


نوشته شده در سه شنبه 22 اردیبهشت 1388 ساعت 01:17 ب.ظ توسط میترا |نظرات | |

ساخت كد صوتی آنلاین